تبليغاتX
اتفاقات و حواشی فوتبال ایران + استقلال

اتفاقات و حواشی فوتبال ایران + استقلال

استقلال کبیر در راه است... استقلالی به پا خیز!

جلوی جعبه جادویی روی یک کاناپه نشسته است. بی تفاوت تر از همیشه. بازی پرسپولیس را نگاه می کند. جدال تیم محبوبش با صنعت نفت به صورت مستقیم پخش نمی شود. شاید اگر می شد هم فرقی نداشت. دست بر سینه خود گذاشته و بی حوصله به تلویزیون خیره شده است. خبر می رسد که استقلال بازی را برابر صنعت نفت واگذار کرده! بلند می شود، بدون هیچ عکس العملی تلویزیون را به خاموشی می سپارد و کنترل را روی کاناپه پرت می کند! آرام آرام به سمت اتاق خود قدم بر می دارد و عین حال به وضعیت آینده استقلال می اندیشد. وارد اتاق می شود، در را باز می کند و پرچم آبی رنگی را می بیند که روی دیوار آویزان کرده و هر وقت راهی استادیوم می شد آن را با خود می برد! گرچه خیلی وقت است نه انگیزه ای برایش مانده است نه حوصله ای! روی تخت خود می نشیند و باز هم به فکر فرو می رود. چه شد که استقلال به این روز افتاد؟ چه باید اندیشید؟ راهکار چیست؟ مشکل کجاست؟

اما در میان این همه نا امیدی و بی حوصلگی خبری به گوشش می رسد :

 ((امیر قلعه نویی سرمربی استقلال شد)) 

روحیه ای که از دست رفته بود باز می گردد. لبخندی روی لبانش می نشیدند و به آینده ای روشن فکر می کند. انگار نه انگار که همین یکی دو ساعت پیش از نا امیدی رنج می برد و تاریکی تمام وجودش را در بر گرفته بود. خبر حضور امیر قلعه نویی شوک بزرگی بود. تلفن را بر می دارد و به دوستان خود زنگ میزند : 

« مجتبی خبر را شنیدی؟ ژنرال برگشت! »... این خبر دهان به دهان می چرخد. سریعاً وارد اتاق خود می شود و پرچمش را بر می دارد! راهی زمین شماره ۲ ورزشگاه آزادی می شود تا شاهد اولین حضور قلعه نویی در تیم محبوبش باشد. 

آری دوستان! این روزها امید دوباره به اردوی استقلال بازگشته است. امید به آینده، امید به موفقیت، امید به قهرمانی و امید به بازگشتی دوباره. امیر قلعه نویی و خبر بازگشتش تلنگر روانی بزرگی برای همه اعضاء خانواده میلیونی آبی ها بود. از هواداران بی شمارش گرفته تا پیشکسوتانی که همواره پیگیر وضعیت تیم محبوب خود هستند. بازگشت امیر قلعه نویی که آخرین روز سرمربیگری اش در استقلال با قهرمانی این تیم در لیگ برتر همراه بود، همه آبی ها را خوشحال کرده است. آسمان دوباره آبی شده، هواداران به تکاپو افتاده اند، برق انگیزه در چشمان بازیکنان به چشم می خورد و همه منتظر شروع رویایی امیر قلعه نویی در استقلال هستند.

نوبت هواداران استقلال است. وقت اتحاد آبی رسیده است. چه آنهایی که ناصر حجازی را از ته قلب دوست دارند و چه آنهایی که امیر را ژنرال استقلال می دانند. وقت اندک است. فرصت کم است! باید کاری کرد باید بلند شد. حمایت می تواند استقلال را به مسیر اصلی خود بازگرداند. وقت حمایت است! وقت همدلی و اتحاد است که همواره در بین هواداران استقلال وجود داشته و خواهد داشت. نام «استقلال» در میان است و امیر قلعه نویی تنها یک وسیله توانمند برای موفقیت باشگاه محبوب میلیون ها هوادار عاشق استقلال است و بس.

امیر قلعه نویی خود را یک «سرباز» می داند که برای موفقیت استقلال خواهد جنگید! وقت آن رسیده است که یکبار دیگر به امیر قلعه نویی همان ژنرال محبوبمان اعتماد کنیم و با او دست همیاری و حمایت دهیم.

تاریخ دوباره تکرار می شود. استقلال با تشکیل یک کادر فنی مقتدر و بازگرداندن انگیزه بین بازیکنان و در کنارش تقویت فنی تیم می خواهد بار دیگر قدرت اول ایران باشد. آن روز دور نیست. هواداران استقلال سهم بزرگی دارند. اتحاد، همدلی و حمایت می تواند استقلال را از فرش به عرش برساند و بار دیگر شعار (استقلال قهرمان) چهار ستون ایران را بلرزاند!

استقلالی برخیز، نام ها را کنار بگذار و برای موفقیت تیمت متحد شو ! استقلالی بلند شو و با افتخار نام «استقلال کبیر» را فریاد بزن ! به پا خیز...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط علی  | 

گزارش تصویری از اولین حضور ژنرال در تمرینات اس اس

(بقیه را در ادامه مطلب ببینید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط علی  | 

عادل فردوسي پور بالاخره به آرزوي خود رسيد !!!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط علی  | 

افشاگري حاجيلو، ترس هيات مديره

می گفت نمیدانم چرا تیم نتيجه نمي گيرد. مي گفت در تمرينات، تيمش خوب تمرين مي كند اما در روز بازي شرايط فرق مي كند. هاج و واج مانده بود كه چرا تيمش پشت سرهم مي بازد و هيچكدام از نقشه هاي تاكتيكي او جواب نمي دهد. همه اين شرايط و مذاكره مديرعامل و اعضاي هيات مديره با مربيان ديگر و فشار به اصطلاح پيشكسوتان باشگاه !! از جمله جباري و حسن زاده ( كه فقط گاهي براي رسيدن به قدرت اظهار نظر ميكنند) سبب شد تا فيروز كريمي استعفا خود را تنظيم كند .

فيروز رفت اما نگفت چرا تا روز آخر نوازي و مجيدي روي نيمكت نشستند و برهاني 90 دقيقه در زمين راه مي رفت! كريمي رفت اما نگفت چرا بعد از باخت به پگاه گيلان مقصر را ناصر حجازي نشان داد وخواستار كم شدن اختيارات او شد. فيروز خان رفت اما اي كاش ميگفت چرا بعد از هر باخت و گريه هاي هواداران ،در جواب لطيفه اي جديد تحويل مردم ميداد. اي كاش ميگفت چرا دايم از جور نبودن  جنس تيمش سخن مي گفت در حاليكه با چشمان باز به استقلال آمده بود. در اينكه فيروز كريمي مربي با كارنامه و بزرگي است شكي نيست اما بايد قبول كرد كه او در استقلال خودزني كرد آنهم به خاطر لجبازي با عده اي.

درست است كه فيروز كريمي با استقلال بد نتيجه گرفت اما مدير عامل و اعضاي هيات مديره نبايد با مذاكره با مربيان ديگر او را مجبور به  استعفا ميكردند. رمز موفقيت يك مربي حمايت مديران باشگاه است ،  البته حمايت از مربي، گويي تنها مطلبي است كه مديران استقلال با آن بيگانه هستند و هر كدام دنبال سر كار اوردن مربي مورد نظر خود  هستند اصغر حاجيلو سرپرست استقلال پنج شنبه شب در مصاحبه تلفني با برنامه تلويزيوني نود افشاگري اي  كرد كه همه اعضاي هيات مديره  استقلال آشفته شدند و لحظه به لحظه با تماس تلفني با آن برنامه مصاحبه حاجيلو را تكذيب مي كردند.

اصغر حاجيلو اظهار داشت مدير عامل و اعضاي هيات مديره از چند روز قبل بازي با ذوب آهن با امير قلعه نوعي به توافق رسيدند و فيروز كريمي به همين علت مجبور به استعفا شد. بعد از اين افشاگري ، فتح الله زاده مدير عامل استقلال كه نمي خواست با برنامه نود  مصاحبه كند  وموبایل خود را خاموش كرده بود ، مجبور شد موبايل خود را روشن كند و با مصاحبه تلفني حرفهاي حاجيلو را تكذيب كند. اما  گفت كه سه گزينه براي مربيگري استقلال در نظر دارد كه عبارتند از قلعه نوعي ، دنيزلي و پرويز مظلومي و اعلام كرد هنوز با هيچكدام  مذاكره نكرده است!!! البته مشخص است كه اين حرفها جنبه  فرافكني دارد و گرنه مردم  اصلي را مي شناسند . البته خود آقاي فتح الله زاده در برنامه ورزش و مردم در صبح جمعه يك گاف بزرگ دیگر دادند و گفتند كه از عدم قرارداد  قلعه نوعي با مس كرمان براي فصل بعد اطلاع دارد ولي از وضعيت مظلومي بي اطلاع است!! نمي دانم چرا باز هم فتح الله زاده فكر مي كند مردم قدرت درك پاييني دارند !!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط علی  | 

ادعايي عجيب تر از باخت ها!

آقای فرمان کریمی مدير عامل شيرين فراز كرمانشاه بعد از باخت هاي پياپي در ليگ برتر و سقوط زود هنگام به ليگ دسته اول ، فرموده اند  كه پنج بازيكن اين تيم ، از تيم هاي حريف پول مي گرفتند تا به نفع آنها بازي كنند !!!

با توجه به بعيد بودن صحت اين تهمت زشت ، بهتر بود آقاي فرمان كريمي به جاي اين صحبت ها ، با حمايت از يك مربي ، از سقوط تنها تيم كرمانشاه به دسته اول جلوگيري ميكرد. البته از مدير عاملي كه چند هفته يك بار سرمربي خود را عوض ميكرد اين اظهارات بعيد نبود. شايد آقاي كريمي بتواند با مدرك حرف خود را ثابت كند كه درآان صورت هم بايد به حال مديريت ايشان گريست!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط علی  | 

گزارش تصويري / خبردار !

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت   توسط مسعود  | 

بدون شرح !!!

ما و اونا ...

(لينك همه ي عكس ها سالم است براي ديدن فقط كمي صبر كنيد)

.......

.......

.......

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت   توسط مسعود  | 

جلاد سرخ ها به جبهه ي لاجوردي پيوست ... بازگشت ژنرال به استقلال

همه چيز از ژنرال :

نکته:امیرخان یک خانه در جردن تهران داره که حدود ۲یا۳ میلیارد تومانه

نکته:نام پسر امیر خان محمدهوتن است

نکته:بابک قلعه نوعی برادر امیرخان با او در تیم مس کار می کنه و انالیزور است

اما امیر خان دوست و دشمنانی هم داره که بعضی از اونارو معرفی میکنم:

دوستان:امیر حسین صادقی-حسین کاظمی-علی پروین-مهدی مناجاتی-افشین پیروانی-علی نظری جویباری(سرپرست سابق باشگاه استقلال)محمدحسن قریب(مدیر عامل سابق استقلال)

جوادزرینچه-رضاحسن زاده-امیدوار رضایی- محمدسعیدنفریه-حمید بابازاده-مجید جلالی-حبیب کاشانی و...

دشمنان:ناصرحجازی(دارن خوب میشن)اضغرحاجیلو-حسن روشن(معمولا با همه درگیره) محمد مایلی کهن-محمد نوازی-علی سامره-فرهاد مجیدی-مهدی امیرآبادی-عادل فردوسی پور و...

نگاهی کوتاه به زندگی نامه امیر خان

زندگي اميرقلعه نويي پر از نكات باورنكردني است. آخرين نكته باورنكردني هم سرمربي گري او در تيم ملي است

روزي كه فتح الله زاده او را براي گذراندن دوره مربيگري به آلمان فرستاد، همه گفتند كه اين مسافرت حق ديگران بوده. شبي هم كه براي بقاي استقلال اهواز در ليگ برتر انتخاب شد، هيچ كس ماجرا را باور نمي كرد. سه سال پيش وقتي محمدحسين قريب، او را سرمربي استقلال كرد، همه ناليدند از اين كه قلعه نويي استقلال را به زمين مي زند. اما او، هم توانست از تمرينات دام به خوبي نت برداري كند، هم استقلال اهواز را در ليگ برتر نگه دارد و هم استقلال تهران را قهرمان ليگ برتر كند.
حالا ژنرال سرمربي تيم ملي ايران شده. اين بار هم، بسياري روي اين كه قلعه نويي در تيم ملي به بن بست مي خورد، شرط مي بندند. ولي كافي است زندگي شخصي او را بدانيد تا بفهميد اصلا دربارة او نمي توان پيش بيني كرد.
پيش از هر چيزي بايد سراغ نام خانوادگي او رفت. با اين كه همة تماشاگران فوتبال در ايران، تمام زندگي او را از بر هستند، اما وقتي از كسي مي پرسيم قلعه نويي يا قلعه نوعي؟ جواب مطمئني نمي گيريم. حتي جست وجو در سايت اينترنتي گوگل هم مشكلي را برطرف نمي كند. در صفحات اينترنت 134000 مرتبه نام قلعه نويي ثبت شده و 178000 بار نام قلعه نوعي . پس اگر بخواهيم به جامعة آماري اعتماد كنيم، بايد قلعه نوعي را قبول كنيم. ولي در هيأت فوتبال استان تهران، كپي صفحة اول شناسنامة سرمربي استقلال، ثابت مي كند كه نام خانوادگي سرمربي تيم ملي قلعه نويي است. البته فتوكپي شناسنامة قلعه نويي، يك نكتة ديگر را هم به ما ثابت مي كند. اين كه نام او امير نيست. اسم شناسنامه اي سرمربي تيم ملي اردشير است. نامي كه صالح نيا در سال هاي پاياني دهه 60 آن را بارها در گزارش هايش تكرار مي كرد.
اردشير قلعه نويي بچة نازي آباد تهران است. البته در جواني وقتي مي  خواست آدرس بدهد، مي گفت: اول خاني آباد، چيت سازي. از محلة كودكي اش مي  توان فهميد كه وضع مالي خانواده اش خوب نبوده. پدرش روي ماشين ولوو كار مي كرد، ولي اردشير در كودكي، او را از دست داد. از سيزده سالگي، پيش كاسب هاي محل شاگردي مي كرد و روزي چهل پنجاه تومان مي گرفت تا كمك خرج مادر باشد. به هر حال، فرزند دوم يك خانوادة هشت نفره، كاري غير از اين نمي توانست بكند. او و برادر بزرگ ترش بابك، كمك خرج  مادر بودند. خود قلعه نويي مي گويد: تا پيش از اين كه به قطر بروم و براي السد قطر بازي كنم، پول چنداني در كار نبود. براي اولين بار در قطر بود كه يك دستمزد حسابي گرفتم.
اما اوحالا، سي سال پس از زندگي سخت ، در فرزان غربي در خيابان جردن يك خانة ويلايي دارد. جايي كه ارزش آن را حتي تا يك ميليارد تومان هم تخمين مي زنند. او براي خريدن اين خانة ويلايي، باغ كردان را كه پناهگاه آخر هفته هايش بود، فروخت. البته او از فوتبال درآمد چنداني ندارد. قلعه نويي سال 83 براي مربيگري استقلال قراردادي بست با دستمزد ساليانه 30 ميليون تومان؛ در حالي كه همان فصل، يك تيم اصفهاني با چك 150 ميليون توماني دنبالش بود. براي سال 84 هم او چيزي در آن حد گرفته، البته با در نظر گرفتن تورم. اين را مقايسه كنيد با دستمزد سيصد ميليوني انصاريان براي دو سال بازي در استقلال، تا بفهميد فقط سر قلعه نويي است كه بي كلاه مي ماند. البته شراكت با برادر بزرگ تر هنوز هم مرام اوست. فست فودي كه اردشير با برادرش در شهرك اكباتان دارند، از اين ماجرا حكايت مي كند. هر چند كه دوستان نزديك خبر مي دهند رستوران را اجاره داده و خلاص!

از جمكران تا امامزاده آقاعلي عباس


بسم  الله الرحمن الرحيم اين جمله اي است كه قلعه نويي هم در ابتداي هر گفت وگويي به زبان مي آورد. حتي اگر خودماني هم با او حرف بزني، بسم الله مي گويد و وقتي بحث هاي خودماني تمام شود و برويد سراغ حرف هاي جدي، باز هم مي گويد: بسم  الله الرحمن الرحيم . كافي است از دوستانش پرس و جو كنيد تا بفهميد چقدر مذهبي است. هر سه شنبه شب با چند نفر به جمكران مي رود. علي حاجي، مهدي عسگري، صمد مرفاوي و ناصر عباسي. البته غير از اين ، شب هر مسابقة فوتبال هم به يك امام زاده در حومه دورود مي رود: امام زاده آقا علي عباس كه در تمام مسابقات استقلال و پرسپوليس و تيم ملي، نامش را در استاديوم آزادي روي يك پارچة بزرگ مي بينيد. جز قلعه نويي، فرهاد كاظمي هم جزو كساني است كه دائم براي زيارت به حرم امام زاده آقا علي عباس مي رود. جبار بياناتي كه يكي از دوستان نزديك قلعه نويي است، مي گويد: واقعا آدم باخدايي است. تا حالا نديده  ام يك بار نمازش قضا بشود. تا حالا هم پيش نيامده كه سه شنبه به امير زنگ بزنم و جمكران نباشد. اگر جمكران نرود، عصبي مي شود. قلعه نويي هر سال در ماه محرم، پاركينگ خانة ويلايي خود را پارچة سياه مي بندد و ده شب مراسم عزاداري براي امام حسين(ع) مي گيرد. در هيأت عزاداري قلعه نويي مي توانيد چهره هاي مشهوري را ببينيد. داريوش ارجمند يكي از آن هاست. مالك اشتر سريال امام علي(ع)، يكي از دوستان نزديك قلعه نويي به حساب مي آيد. غير از ايام محرم هم با همديگر رفت و آمد دارند و دست كم چند روز يك بار با هم تلفني حرف مي زنند. اصلا ارجمند جايي اعتراف كرده كه به خاطر قلعه نويي استقلالي شده.
قلعه نويي دوستان ديگري هم دارد. با مهيمني كه زماني شهردار منطقه شانزده تهران بود، كاملا صميمي است و حتي سه سال پيش به خاطر دوستي نزديك با او، مشاور شهردار منطقه 16 شد. با داريوش مصطفوي هم رابطة خوبي دارد. زماني كه مصطفوي در سال 76 رئيس فدراسيون فوتبال بود، امير قلعه  نويي در تيم اميد ايران، دستيار ابراهيم قاسم پور شد و تيم را قهرمان مسابقات غرب آسيا كرد. با اين وجود اصلا نمي توان سرمربيگري قلعه نويي در تيم ملي را به اين موضوع ربط داد. چرا كه گويا روح مصطفوي هم از اين انتخاب خبر نداشته و صبح يك روز تابستاني، اين خبر را از راديو ورزش شنيده.


عاشق پيركاردن


تا وقتي كه سرش خلوت تر بود، مي توانستي او را در مبل فروشي خليلي پيدا كني. يك نمايشگاه مدرن در خيابان ولي عصر كه مال رفيق صميمي اوست. امير در جواني هم در يك مغازه، پاتوق مي كرد: بوتيك غزنوي در ميدان فلسطين كه صاحبش جبار بياناتي به خاطر رفت و آمدهاي قلعه نويي به مغازه، به جبار غزنوي شهرت پيدا كرد. با وجود اين، ديگر وقت نمي كند كه با بچه ها دور هم جمع شوند. اگر هم وقتي داشته باشد، سراغ خاتون 12 ساله و محمد 10 ساله اش مي رود كه بعضي شب ها بدون ديدن پدربه خواب مي روند.
يك دوره با رونيز مشهورش هر جاي تهران كه مي رفت، قابل شناسايي بود. اما از ماشين هاي شاسي بلند خسته شد و اتومبيل اش را عوض كرد. آن زمان وقتي از قلعه نويي مي  پرسيدند چه اتومبيلي داري؟ مي گفت: يك مزداي قراضه! ولي همه مي دانستند كه اتومبيل قراضة او بالاي 30 ميليون مي ارزيد. اولين ماشيني كه خريد، يك پاترول بود كه از پورحيدري گرفت. بعد هم ب ام و 320 شاهرخ بياني را دست به نقد خريد. بعد آن را فروخت به باشگاه استقلال كه مدتي هم زير پاي سكوموروخوف بود! حالا هم يك مرسدس نقره اي زير پايش است .خودتان قيمتش را حدس بزنيد.
توي ماشين، حوصلة گوش دادن به موسيقي را ندارد. اگر هم بخواهد از خودش حوصله نشان بدهد، راديو پيام و راديو ورزش را مي گيرد. البته اگر در راديو هم موسيقي بگذارند، صداي باندها را كم مي كند. اصلا اعصاب موسيقي ندارد. حوصلة تلويزيون هم ندارد. فقط دوشنبه شب ها نود را نگاه مي كند تا بفهمد عادل فردوسي پور چه حرف هايي پشت سرش مي زند و اگر لازم باشد به موبايل عادل زنگ بزند و جواب بدهد. اهل سينما رفتن هم نيست. اما يك بار كه بچه ها سي دي گرفته بودند و فيلم دنيا ي منوچهر مصيري را تماشا مي كردند، پاي فيلم نشست و تا آخرش را ديد. حالا هم هر وقت كسي از او بپرسد چه فيلمي را دوست داريد؟ مي گويد: دنيا. اگر هم بپرسند چه بازيگري در چه نقشي، جواب مي دهد: محمدرضا شريفي نيا در دنيا.
اگر كسي چهرة او را در سال هاي آخر فوتبالش به ياد بياورد، قطعا تصديق مي كند كه قلعه نويي الان حسابي خوش تيپ تر از دوران جواني شده. در خريد لباس، چندان به قيمت اهميتي نمي دهد و فقط به مارك لباس دقت مي كند. از بين برندهاي معروف، بيشتر پيركاردن را دوست دارد.
تمام كت و شلوارهاي ساده اي كه او مي پوشد، پيركاردن است. حتي آن ست كرمي كه روز قهرماني استقلال در ليگ برتر پوشيده بود. بابت همين خوش تيپي، تا حالا دو سه تا شركت بزرگ به او پيشنهاد داده اند كه كالايشان را تبليغ كند و عكس او را روي بيلبورد ببرند. اما تا حالا كه او به اين پيشنهادها جواب مثبتي نداده.

جنگ تاريخي با ناصرخان
قلعه نويي بايد شهرتش را مديون دهداري باشد. دهداري در سال هاي آخر مربيگري در تيم ملي، دست به جوانگرايي زد و براي ستارة 19 سالة شاهين، يك جاي اكازيون در تيم ملي نگه داشت. با وجود اين، امير مدت ها در ليست سياه تيم ملي بوده. دوران استانكو هيچ وقت به تيم ملي دعوت نشد. البته علي پروين، زماني كه در مسابقات مقدماتي جام جهاني 1994 سرمربي تيم ملي بود، او را دعوت كرد. گل دوم ايران به ژاپن در آن مسابقات، روي سانتر او و ضربة سر رضا حسن زاده ثبت شد.
او يك مصدوميت وحشتناك هم داشت كه بابت آن، چند سالي بيرون ماند. اما اين مصدوميت را گذراند و حتي در فينال جام حذفي سال 75، گل سوم استقلال به برق شيراز را زد تا تيم قهرمان شود. البته سال 85 هم در بازي آخر استقلال در ليگ برتر، برق شيراز از قلعه نويي شكست خورد تا اين تيم شيرازي، سكة شانس امير به حساب بيايد.
قلعه نويي با هر كس كه صميمي باشد، اصلا اعصاب كار كردن با حجازي را ندارد. از وقتي حجازي سرمربي استقلال شد، جنگ بين اين دو آغاز شد. كار به جايي كشيد كه فتح الله زاده مدير وقت تيم به خاطر رابطة نزديك با ريموند كالموند ، مدير باير لوركوزن، او را براي يك دورة سه ماه به آلمان فرستاد تا امير از تمرينات كريستف دام نت برداري كند. پس از آن دورة آموزشي، دام دربارة قلعه نويي گفت: امير نت هايي از تمرينات من دارد كه خودم ندارم. امير پس از بازگشت، مدتي دستيار حجازي بود كه باز هم اين دو نفر به تيپ هم زدند. پس از آن به برق تهران رفت. مدتي در تيم اميد بود و يك فصل هم استقلال اهواز را از سقوط به دستة پايين تر نجات داد.
او يك ركورد جالب هم دارد. تا حالا شش بار در دربي مربيگري كرده و اصلا شكست نخورده. حتي پروين را هم شكست داده. اين را فراموش نكنيد كه او هميشه از پروين به عنوان استاد خودش نام برده. حتي تماشاگران استقلال هم به او پروين استقلال مي گويند و خودش از اين قضيه چندان بدش نمي آيد .

 افتخارات امیرخان به عنوان مربی در استقلال:

۱-قهرمانی جام حذفی

۲-نایب قهرمانی جام حذفی

۳-سومی لیگ برتر

۴-دومی لیگ برتر

۵-قهرمانی لیگ برتر

درضمن امیرخان کاندید بهترین مربی سال اسیا هم بود که مسولان

فدراسیون در صادر شدن ویزای امیرخان (عمدی یا غیر عمدی)سهل انگاری کردند تا او از سفر به استرالیا باز ماند تا مربی ازبکستان به عنوان مربی سال اسیا انتخاب شود درحالی که بیشتر رسانه های اسیایی از شانس بیشتر امیرخان خبر داده بودند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت   توسط مسعود  | 

ناصرحجازي عضو هيات انتخاب برترين هاي فوتبال جهان

اصل خبر جالب بود : پسر ارشد شيخ زايد (رييس شوراي امنيت امارات) با پيشنهاد مشاور مطبوعاتي خود مبني بر انتخاب بهترين هاي فوتبال به ميزباني اين كشور و اعطاي جوايز چشمگير موافقت كرد.

در همين راستا مجله اماراتي SUPER اعضاي هيات ژوري و كميته فني را اعلام كرد تا از سال جاري ميلادي با هماهنگي كنفدراسيون آسيا و از 2سال آينده با هماهنگي نزديك فيفا به انتخاب بهترين هاي فوتبال هر قاره و سپس برترين فوتباليست سال بپردازد. بنابر اعلام رييس اين پروژه عظيم كه براي بهترين بازيكن جهان جايزه 5 ميليون دلاري!!! در نظر گرفته شده است ، هيات ژوري و فني انتخاب كنندگان برترين هاي فوتبال به شرح زير است:

اعضاي هيات ژوري : برونو متسو، هيده توشي ناكاتا، سعيد الرميه، سامي جابر وعابدي پله.

اعضاي هيات فني: ناصر حجازي ،كيم جو سونگ ،گالوشا اگامبيا، بادوالزاكي و جرارد دايفو.

رياست كميته ژوري برعهده داور مشهور ايتالياي پير لوييجي كولينا است و دكتر طاها اسماعيل رياست كميته فني را برعهده دارد. كميته فني مجله  SUPER در سال 3مرتبه در شهر ابوظبي تشكيل جلسه ميدهد و اعضاي آن دستمزد 10 هزار دلاري دريافت ميكنند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط علی  | 

ماماني هم اخراج شد

پس از حضور محمد رضا مامانی در تمرين پرسپوليس و بعد از چند جلسه غيبت، افشين قطبي علت غيبت هاي او را جويا شد ، اما ماماني با برخورد زشت و زننده با قطبي برخورد كرد و بدترين حرفها را نثار او كرد!

در انتهاي تمرين چهار شنبه هفته ي قبل محمد رضا ماماني با افشين قطبي در گيري لفظي پيدا كرد و بعد از بيرون آمدن از محل تمرين در حضور ديگران گفت كه قطبي را ما امپراتور كرديم !! وگرنه او سرجوخه هم نيست !

بعد از اين صحبت ها قطبي او را تحويل كميته انضباطي باشگاه پرسپوليس داد و او را از پرسپوليس اخراج كرد. ماماني فردي است كه جز ايجاد حاشيه و ناراحتي و استرس براي تيمش چيز ديگري نداشته و ندارد !!! 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط علی  | 

فيروز بر عليه بزرگان !!

می گویند فيروز با ياران حجازي  نمي سازد و انها را به نحوي از سر خود وا ميكند ...

پيروز قرباني كه توانايي هاي او از نظر فني بر كسي پوشيده نيست بعد از جلسه كميته انضباطي باشگاه استقلال به خبرنگاران گفت كه حرفي به كسي نزده و كاري نكرده ولي فيروز در ادامه لجاجت با ياران حجازي او را به كميته انضباطي فرستاده تا با آبروي او بازي كند. متاسفانه اظهارات پيروز قرباني پسر محجوب و سر به زير استقلال ( كه فيروز او را ياغي ميخواند و تنها مربي است كه با او مشكل دارد ) حقيقت دارد. فيروز  كريمي با تك تك ياران حجازي مشكل دارد. يك روز مجيدي را بي دليل تعويض ميكند در حالي كه برهاني در زمين راه ميرود و مجيدي بهترين بازيكن زمين است ، روز ديگري نوازي و قرباني را اخراج ميكند روز ديگر ليست سياه درست ميكند تا روحيه ياران حجازي را پايين بياورد. اما دليل اين كارها بر همه پوشيده است اما دوستي مي گفت فيروز از بزرگان استقلال مي ترسد كه مبادا روزي زمينه بازگشت ناصر حجازي را فراهم كنند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت   توسط علی  | 

مطالب قدیمی‌تر